X
تبلیغات
پست های فیسبوکی - اس ام اس سنگین 92
پست فیسبوکی-جملات فیسبوکی-متن فیسبوکی-جملات زیبا-اس ام اس تنهایی-اس ام اس دلتنگی-مطالب فیسبوکی


گاهی وسط یک فکر
گاهی وسط یک خیابان
سردت می کنند
داغت می کنند
رگ خوابت را بلدند
زمینت می زنند…





حکایت ما آدم ها …
حکایت کفشاییه که …
اگه جفت نباشند …
هر کدومشون …
هر چقدر شیک باشند …
هر چقدر هم نو باشند
تا همیشه …
لنگه به لنگه اند …
کاش …
خدا وقتی آدم ها رو می آفرید …
جفت هر کس رو باهاش می آفرید …
تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها …
به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند…







بگذآر سُ _ ک _ و _ تـ قآنون زندگی مَن بآشد…
وَقتی وآژِه هآ دَرد رآ نِمی فَهمند….






سکوت
و دیگر هیچ نمی گویم …!
که این بزرگترین اعتراض دل من است
به تو …
سکوت را دوست دارم
به خاطر ابهت بی پایانش








پشت سرم حرف بو
حدیث شد…
می ترسم آیه شود !
سوره اش کنند به جعل !
بعد تکفیرم کنند این جماعت نا اهل





آدمیزاد بی غذا دو ماه دوام می آورد
بی آب ، دو هفته
بی هوا ، چند دقیقه
بی”وجـــدان”، خـیلی . . .
متاسفانه خیلی !







می گویند عشق آنست که به او نرسی
و من می دانم چرا …!
زیرا در روزگار من،
کسی نیست که زنانه عاشق شود
و مردانه بایستد…




نیازی نیست اطرافمون پر از آدم باشه …
همون چند نفری که اطرافمون هستند ، آدم باشند کافیه !






مردم عوض شدن،
زمونه عوض شده،
میدونی؟ این روزها،
وقتی با یه نفر دست میدی،
بعدش باید انگشتات رو هم بشماری و ببینی که هر ۵ تا رو پس گرفتی یا نه!



سایر جملات مفهومی و معنی دار در ادامه مطلب











همه اتفاق های خوب افتادند و دست و پایشان شکست !
این روزها اتفاق های خوب از ترس اتفاق های بد ، از افتادن میترسند …





کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ، دستی توی دست بود …






ای کاش آدما می فهمیدن که خوشبخت شدنشون
در گرو بدبخت شدن آدمای دیگه نیست !







بالشت خودم را ترجیح میدهم،
چرا که شانه های امروزی مثل بالشت های مسافرخانه اند،
خوب میدانم سرهای زیادی را تکیه گاه بودند!







هیچ گاه به خاطر هیچکس از ارزش هایت دست نکش !
چون اگر روزی آن فرد از تو دست بکشد ،
تو می مانی و یک ” من ” بی ارزش !







وقتی سکوتت از رضایت نیست ، لطفا بگو !






حق نداری احساس دیگران رو به بازی بگیری ،
فقط به خاطر این که هنوز تکلیفت با احساس خودت معلوم نیست !





چه در کار ، چه در عشق ، هرگز نگویید ” هنوز وقت است ” یا ” شاید دفعه ی بعد ” !
زیرا مفهومی وجود دارد به نام ” دیر شدن ” !






خاص بودن توی مغز اتفاق میفته ، نه توی عکس !





تلخ ترین قسمت زندگی اون جاییه آدم به خودش میگه :
چی فکر می کردیم و چی شد !!






سیاهی لبهایم از سیگار نیست…!
سیاه پوش هزار حرفه نگفته است…





در روزگاری که “سلام” و “خداحافظ” فرقی‌ با هم ندارند
نه ماندن کسی‌ حادثه ست نه رفتنِ کسی‌ فاجعه !






سکوت من هیچ گاه نشانه ی رضایتم نبود !
من اگر راضی باشم ، با شادی می خندم !




تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم !
من را به من نبودن محکوم نکن !
من همانم که درگیر عشقش بودی !
یادت نمی آید ؟!
من همانم !
حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم !





مردم اینجا چقدر مهربانند ، دیدند کفش ندارم ، برایم پاپوش درست کردند






سکوت همیشه به معنی “رضایت” نیست
گاهی یعنی:
خسته ام از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی برای فهمیدن نمیدهند، توضیح دهم







دستم بوی گل میداد،
مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند
اما هیچکس فکر نکردکه،
من شاید گل کاشته باشم
.
.
.
احساسم را به دار آویختم
منطقم را به گلوله بستم
لعنت به هر دو که عمری بازیم دادند
دیگر بس است، میخواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم!
.
.
.
پرنده ای نفرین شده ایم
که سهممان از پریدن
تنها در بازی کلاغ پر است…
.
.
.
رابطه ای که توش التماس باشه …
ساعت ۹ بزارین دم در خونه تا شهرداری ببره …
.
.
.
مترسک عروسک زشتیست که از مزرعه مراقبت میکند
و آدمی مترسک زیباییست که جهان را می ترساند . . .
.
.
.
اینجا فقط تو را از نوشته هایت ” می بینند “…
درست دیده ای ، فقط “خوانده” میشوی بی آنکه بشناسند تو را …
.
.
.
از استادی پرسیدﻧﺪ :ﺁﯾﺎ ﻗﻠﺒﯽ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﻮﺩ؟
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ : ﺑﻠﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ.
ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :ﺁﯾﺎ ﺷﻤﺎ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﯾﺪ؟
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ :ﺁﯾﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺳﺖ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ؟


برچسب‌ها: اس ام اس سنگین, اس ام اس سنگین 92, پیامک سنگین 92, متن سنگین و قشنگ
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 20:47  توسط امیر  | 



بگو کجا پنهان شده ای
که در قهوه ای سرکشیده ام هم
فالگیر پیدایت نمیکند



شدنشون در گرو بدبخت شدن آدمای دیگه نیست !!!




هر جا که می بینم نوشته است :
” خواستن توانستن است ”
آتش می گیرم !

ای کاش آدما می فهمیدن که خوشبخت

یعنی او نخواست که نشد ؟!


خوﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻫﻴﭻ ﺁﺩﻣﻲ ﻧﭽﭙﺎﻧﻴﺪ !!!
ﺟﺎ ﻧﻤﻴﺸﻮﻳﺪ ، ﭼﺮﻭﮎ ﻣﻴﺸﻮﻳﺪ فقط




هیچ عروسکی پیر نمی شود ، دخترها مهربان
ترین مادرانند





زندگی مثل آب توی لیوان ترک خورده میمونه
بخوری ، تموم میشه …
نخوری ، حروم میشه !
پس از زندگیت لذت ببر چون در هر صورت تموم میشه !!!





روزگار عجیبیست !!!
این روزها بعضی ها راه می روند تا غذایشان
هضم شود و عده ای می دوند تا گرسنه نمانند





دلم میخواهد ویرگول باشم تا وقتی به من میرسی ، مکث کنی !





حرارت لازم نیست ، گاهی از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت

 

             

چه رسم جالبی است !!!
محبتت را میگذارند پای احتیاجت
صداقتت را میگذارند پای سادگیت
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت
و وفاداریت را پای بی کسیت
و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت
 میشود که تنهایی و بیکس و محتاج !!!




                      

دندانم شکست برای سنگریزه ای که در غذایم بود …
دردم گرفت نه برای دندانم ، برای کم شدن سوی چشم مادرم !




منو رنگ نکن ، من صافکاری لازمم




اگه خیلی مهربان شود ورق میزند
 ولی اکثر اوقات آدم رو مچاله میکند روزگار




باران همیشه می بارد، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند.
نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن




آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند
همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود

 



به من در کودکی بارها آموخته اند که همه آدم ها می‌‌میرند ولی‌ کسی‌ به من هیچگاه نیاموخت
که همه آدم‌ها زندگی‌ نمی‌‌کنند و کسی‌ به من نیاموخت که هر تولدی آغاز هر زندگی‌ نیست
همانطوری که هر مرگی پایان هر زندگی‌‌ نمی‌ باشد …===========================================




مرد واسه بستن بند کفشش پاشو بالا میاره ، خم نمیشه !




یه وقتا اینقد آدم زندگیش غمناک میشه که دوس داره یکی یوهو بگه کاااااات
 عالی بود عالی …خسته نباشین بچه ها …واسه امروز بسه !







همه ى قراردادها را که روى کاغذ بى جان نمى نویسند ، بعضى از عهدها را روى قلبها مینویسیم …
حواست به این عهدهاى غیرکاغذى باشد …
شکستن شان یک آدم را میشکند !







 همین که فهمید غـــــــــــم دارم آتش گرفت . . .
به خودت نگیر رفیق !!!!!
سیـــــــــــــ ــگارم را گفتم



کاش کسی یاد معلم ها می داد :
اول مهر شغل پدر‌ها را نپرسند ؛ وقتی هنوز احترام به همه‌ی شغل ها را و افتخار به همه‌ی پدر‌ها را یاد دانش آموزانشان نداده‌اند !
حالا قصه ی چشمان یتیمی که نم می‌خورد ، بماند …





ماه من ، گاهی میرنجانمت ! ببخش ، کسوف تقدیر است …










عقربه های ساعت خسته از تکرار
اما مرگ است خاموشی این تکرار





من خیلی وقته کارت قرمزمو گرفتم …
فقط دارم آروم آروم زمینو ترک میکنم واسه وقت کشی !








چند ساله دارم آهنگهای مختلف رو امتحان میکنم ولی هنوز هیچ آهنگی مثل لالایی تو آرومم نمیکند مــــــــ♥ــــــــادرم !!!







پرنده ای که بال و پرش ریخته باشد مظلومیت خاصی دارد !
باز گذاشتن در قفسش توهینی است به او !
در قفس را ببند تا زندان دلیل زمینگیر شدنش باشد نه پر و بال ریخته اش !







این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرامِ دیدارش کردم …








ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﮐﻮﭼﮏ !!!
ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﯼ ﺣﺮﻓﺖ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺩﻫﺎﻥ ﻫﺮ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﺑﻮﯼ ﮔﻨﺪ “ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ” ﻣﯿﺪﻫﺪ …






هر آدمی توی زندگیش یه نفری رو داره که نداره …







مستند راز بقا نمی خواهیم …
مستندی از بقایای انسانیت بسازید اگر بلدید !!!






قصه از آنجا شروع شد که از “عادت کردن” فرار کردیم و به “فرار” عادت کردیم !





ماندن به پای کسی ، معرفت میخواهد نه بهانه !!!
.
دوستان عزیز ، بازم اعلام میکنم :
نظرات غیرمرتبط با موضوع پست ها پاک میشن !
سلام و احوالپرسی توی قسمت نظرات ممنوعه !
دوستانی که رعایت نکنن وارد لیست انتظار میشن و امکان نظردهی آزاد ازشون گرفته میشه …




آدمها آنقدر زود عوض می شوند …
آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی
و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است …





زیاد خوب نباش …
زیاد دم دست هم نباش ...
زیاد که خوب باشی دل آدم ها را می زنی …
آدم ها این روزها عجیب به خوبی ، به شیرینی ، آلرژی پیدا کرده اند …
زیاد که باشی ، زیادی می شوی …






دوست داشتن کسی که شما رو دوست نداره
مثل بغل کردن کاکتوس می مونه …
هرچی محکم تر بغل کنی بیشتر آسیب میبینی …


بنـــد دلـــم را
به بند کفـــش هایت گـــره زده بودم
که هر جـــا رفتـی
دلــم را با خود ببری
غــــافل از اینکه
تو پـــا برهنـــه می روی
و بی خبــــر…





می دانی..؟
آدم های ِ ساده..
ساده هم عاشق می شوند..
ساده صبوری می کنند..
ساده عشق می وَرزَند..
ساده می مانند..
اما سَخت دِل می کنند..
آن وقت که دل ِ می کنند..
جان می دَهند..
سخت میشکنند..
سخت فراموش میکنند..
آدم های ِ ساده…..






عمریست نشسته ام
پای لرز خربزه هایی
که هیچوقت یادم نمی آید
کی؟!
خوردمشان…





در فنجان خالی میشوم
شبیه عابران خسته
مرا قورت میدهی و من
راه قلبت را پیش میگیرم
در قهوه ای که
به رگهایت جاری است!






وقتی از درد به خود می پیچیدم
همسایه ها گفتند: چقدر قشنگ قر می دهی…
و سالهاست من هنــــــــوز
رقاص پردرد خیابانهایم…


برچسب‌ها: اس ام اس سنگین, اس ام اس سنگین 92, پیامک سنگین, اس سنگین و قشنگ
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 20:46  توسط امیر  | 



آهای رغیب بی رحم عشق منو ربودی
آخه یار بی وفا به یاد من نبودی
حالا داری با عشقت زندگیتو می سازی
غافل از این که اینجا ، قلب منو شکستی





من به عکس تو دست میکشم...
تو بـه عکس من...
دست میکشی از من...





با سیگار کشیدن کسى مرد نشد
ولى
با نامردى، خیلى ها سیگارى شدن...









برای من همین ” تو ” کافیـــست ،
برای تو چند ” او ” ؟!







بی خیالم هم شوی بی خیالـــت نمیشوم
می توانم جای خالیت را با خیالت پر کنم !!







در خیالِ دیگری میرفتـــی
و من چه عاشقانه کاسه ی آب پشتت خالی میکردم …





میدونم یکی از از آن روزهای مبهم دور
وقتی جلوی تلویزیون روی کاناپه لم داده ای
و احتمالا بچه هات از سر و کولت بالا می روند
درست همان لحظه که قرار است احساس خوشبختی کنی،
ناگهان …
“یاد و خاطره ی من به سینه ات چنگ می زند”





روی کارت برایش نوشتم “به امید فردای بهتر” …
دو هفته بعد شنیدم ازدواج کرده ؛ تازه فهمیدم آن روز “الف” فردا را یادم رفته بود …






چشمانم را به نابینایی میفروشم تا کسی را که دوست دارم با دیگری نبینم …






این روزها پر طرفدارترین بازی در بین آدمها ، بازی با “احساسات” است !






میتــــرسم…
میترســم کســـی بــویِ تنـــت را بگیـــرد،
نغمـــــه دلـــت را بشنـــــود،
و تــــــو، خـــو بگیــــری بــه مانــدنــــش!
چــــه احســـاس ِ خــط خطـــی و مبــهمی ست،
ایــــن عاشقـــــانـــه های ِحســـــودیِ مـــن!






نمیدانم گنجشک ها که شبیه هم هستند ،
چه طور همدیگر و میشناسن؟!
و نمیدانم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگر مرا نمیشناسی …!






حل شده ام،
مثل یک معما !
راست می گفتی که
خیلی ساده ام …






وقــتی دست فــشردیــم
و قـــول دادیـــم …
فقــــط ،دست ِ تــو مـردانـه بــود!
و … قـــــول ِ من !!





اینجا همه ی برادران قابیلند
با وسوسه های ناتنی فامیلند
از ترس خیانت به رفاقت ای عشق
اینجا همه ی رابطه ها تعطیلند





بــــوی رفـتن مــی دهــی …
عطـــر تـــازه ای خــــریــــده ای..؟!





تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را
بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم
فـرمـول وار ؛
مـرتـب و بـی نـقـص
و تــو
بـا یـک اشـاره
هـمـه چـیـز را
در هـم می ریــزی





میروم ز دیده ها نهان شوم
می روم که گریه در نهان کنم
یا مرا جدایی تو می کشد
یا تو را دوباره مهربان کنم





 

یک لحظه زندگی، تو از دست می رود
وقتی کسی که هستی تو است، می رود





 

شاید که اندکی بنشیند کنار تو
اما کسی که بار سفر بست، می رود






خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی !
چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی ؟
دل خویش را بگفتم ، چو تو دوست می گرفتم !
نه عجب که خوبرویان بکنند بی وفایی !

.

.

.



عزیز دلم جدایی مکن
جهان کوچکیست ، بی وفایی مکن


 



 

من از عشق گفتم

تو مدل ماشینم را پرسیدی

من از محبت گفتم

تو محل زندگیم را پرسیدی

من از دوست داشتن گفتم

تو وضعیت حسابِ بانکیم را جویا شدی

من از ارزش ها گفتم،ارزش هایی که قیمت ندارند،امّا تو

تو قیمت ارزش ها را با اهن و کاغذ برابر کردی
 




 

محبت به نامرد ، کردم بسی / محبت نشاید به هر نا کسی

تهی دستی و بی کسی درد نیست / که دردی چو دیدار نامرد نیست

 




این که هر بار سرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزش ات نیست

آنقدر بی‌ ارزشی که خیلی‌ها اندازه تو هستند

 


 

چه داروی تلخی است ، وفاداری به خائن

صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل

 


 

یکی را آرزو کردی و رفتی / برایش پرس و جو کردی و رفتی

تو هم تا آبرو از من گرفتی / مرا بی آبرو کردی و رفتی . . .

 




عاشق شدم و عذاب را فهمیدم / رنجیدن و اضطراب را فهمیدم

در چشم تو عشق را ندیدم اما / معنای دل کباب را فهمیدم

هر روز خطاهای تو را بخشیدم / تا بخشش بی حساب را بخشیدم

 



 

دیگر هیچ چیز مشترکی بین ما نیست

تنها آسمانمان یکیست . . .

 





نمی بخشمت

ولی فراموشت می کنم

همیشه به همین سادگی از ادمای بی ارزش می گذرم

 



 

"دوستت دارم"

تکیه کلام تو بود

من بی جهت به آن تکیه داده بودم...!!!

 



 

حضورت در کنار من معجزه نبود

نبودنت هم فاجعه نیست

فردا روزِ دیگری برای من خواهد بود

بیشتر از این برایت اشک نخواهم ریخت

 




 

به نامردی نامردان قسم جانا که نامردی

که نامردان خجل گشتند از بس که تو نامردی



 

آنقــدر مرا سرد کرد

از خودش .. از عشق ..کــه حالا بــه جای دلبستن یخ بسته ام

آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد ..لیز می‌‌خوریــد

 



 

عجب جوش و خروشی بود عشقت / خراب باده نوشی بود عشقت

بهشتم را به سیبی داد بر باد / عجب آدم فروشی بود عشقت . . .

 




 

تســــبــیح میشوم زیر انگشــــتانت

دانـــه دانــــه میـــرانـــی ام

تا خــــودت را بالا ببـــــری . . .

 




 

سوت پایان را بزن

من حریف هرزگی تو

و احمق بودن خودم نمی شوم . . .

 



 

دار بزن ... خاطرات کسی که تـو را دور زده

حالم خوب است ...امّا گذشته ام درد میکند



 

نمیتونم ببخشمت / دور شو برو نبینمت

تیکه ای بودی از دلم / گندیدی و بریدمت

 



 

نفرین به توی نامرد که با زیباترین نقاب به چهره رفیق درآمدی

نفرین بر آن مرامی که اینگونه به اعتمادم خیانت کرد


برچسب‌ها: اس ام اس بی وفایی, اس ام اس نامردی 92, اس ام اس فاز بالا 92, اس ام اس سنگین 92
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 12:47  توسط امیر  |